صفحه اصلی یادداشت تعاون بخش فراموش شده اقتصاد ایران

تعاون بخش فراموش شده اقتصاد ایران

میثم موسایی
میثم موسایی

میثم موسایی اقتصاددان و عضو سابق شورای پژوهشی وزارت تعاون تعاون به عنوان یکی از سه بخش اقتصاد در کنار بخش دولتی و خصوصی است و حتی می توان اینگونه استنباط کرد که بخش تعاون در مقایسه با سایر بخش ها فعالیت بیشتری داشته است، درست به همان صورت که بخش دولتی در مقایسه با […]

میثم موسایی
اقتصاددان و عضو سابق شورای پژوهشی وزارت تعاون


تعاون به عنوان یکی از سه بخش اقتصاد در کنار بخش دولتی و خصوصی است و حتی می توان اینگونه استنباط کرد که بخش تعاون در مقایسه با سایر بخش ها فعالیت بیشتری داشته است، درست به همان صورت که بخش دولتی در مقایسه با بخش خصوصی فعالیت بیشتری داشته است. درحال حاضر بخش خصوصی مکمل بخش تعاون و دولتی است که متاسفانه در رابطه با تعاون با مشکلات عدیده ای مواجه هستیم؛ برای مثال اولا خط اولیه اصول تعاونی به صورت درست فکر گذاری شده ولی عملا هم در حوزه علم و هم در اجرا به صورت علمی کار نشده است، ثانیا بومی سازی دراین خصوص انجام نشده و ثالثا روش های مشارکتی سنتی که به طور گسترده به سمت قالب های جدید و درقالب تعاونی ها هدایت نشده است.

در زمینه الگوهای مشارکتی سنتی که در تمام روستاها و عشایر انواع و اقسام از این الگوها وجود دارد که متاسفانه درحال نابودی است و برخی دیگر درحال فراموشی هستند و بخش تعاون علی رغم اینکه پدیده مدرنی محسوب می شود اما نتوانسته جای آنها را بگیرد و به همین دلیل شاهد نوعی درهم ریختگی در اقتصاد هستیم.

از دیگر کاستی های ما در رابطه با تعاون این است که ما این رشته را به مثابه علمی نگریسته و حتی در انتخاب وزرای تعاون صرف رابطه را به جای شایسته سالاری حاکم کرده ایم. شاهد گواه این مسئله اقدام بسیار مهمی که چندی پیش عملیاتی شد و آن استقلال بخش تعاون از چند وزارتخانه و تشکیل وزارتخانه تعاون به صورت مستقل بود که متاسفانه به دلایل گوناگون ازجمله بکارگیری افراد ناشایسته در مسند مدیریت، عدم توجه به بخش آموزشی، عدم سرمایه گذاری در تعاون و رفاه اجتماعی، عدم حمایت از طرح های پژوهشی با بن بست مواجه شدند و درنتیجه به جای شناخت علمی تعاون و تلاش برای بومی کردن دانش به سمت اداری شدن صرف پیش رفت و نتایج مورد انتظار را محقق نساخت.

تعاونی ها نه به معنای واحد اجتماعی بلکه باید به دید واحد اقتصادی به آن نظر کرد؛ درحالیکه دانش اقتصاد تعاون دچار بی توجهی کامل شده است و در عجیب ترین حالت ممکن حتی برخی دانشگاه ها در این رشته دانشجو نگرفتند و حتی موسساتی که از قبل نیز تاسیس شده بود نیز به آستانه اضمحلال کامل رسیده اند. یکی از این موسسات موسسه تحقیقات تعاونی بود که در سال ۱۳۴۶ (نزدیک به ۵۰ سال قبل) تاسیس شده بود که درحال حاضر سرنوشتی جز تعطیلی و فراموشی انتظار آن را نمی کشد.

به طور کلی عدم اقتصادی عمل کردن تعاونی ها و شکست در حوزه رقابت اقتصادی و نیز سوء استفاده هایی که از این بخش (خصوصا در بخش مسکن) به عمل آمده چهره تعاونی ها را نزد باور عموم خدشه دار کرده است و در عمل نظام سرمایه داری تمام عیار جایگزین این بخش مهجور مانده را گرفته است که نتیجه آن فاصله طبقاتی زیاد، فقر و بیکاری گسترده در کشور شده است که به کمک پتانسیل موجود در تعاونی ها می توان بسیاری از این زخم های جامعه را التیام داد؛ ازجمله با ایجاد اشتغال، عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی می توان به متعادل کردن توزیع ثروت و کاهش فاصله فقیر و غنی کمک کرد که متاسفانه این دانش به کارگیری نشد و در عمل مسئولین این بخش نیز به خود تعاون آنگونه که باید اعتقاد راسخ نداشتند.

همچنین درحالی که قبلا وزارتخانه تعاون و رفاه اجتماعی به طور مستقل عمل می کرد درحال حاضر با عملکرد ضعیف تبدیل به یکی از معاونت های وزارت تعاون و رفاه اجتماعی شده و از طرف دیگر در معاونت ها نیز فاقد افراد تحصیل کرده و دارای سوابق پژوهشی و علمی هستیم و همین مسئله کار را با مشکل مواجه می کند؛ البته برخی از تعاونی ها در کشور موفق عمل کرده اند و تاحد زیادی به ایده مشارکت در جامعه ما نزدیک شده اند مانند تعاونی های مصرف ، حمل و نقل که موفق عمل کرده اند.

راهکار مناسب در این زمینه انجام کارهای علمی در بخش تعاون است که هم در نظر و هم در عمل مورد ارزیابی واقع شود و تشکیلات آن سامان مند و اصلاح شود. به طوریکه در سالهای گذشته سهم تعاون در بخش اقتصاد براساس برنامه های بالادستی قرار بود به یک چهارم برسد اما به ۱۰ یا ۵ درصد به زحمت رسید و همچنین مطالعات بسیار کمی در این بخش صورت گرفته است که نیازمند توجه بیشتر به این بخش است نه آنکه افسار کشور به دست سرمایه داران و اقتصاد دولتی باشد و تعاون در کنار بقیه بخش ها زینت المجالس آنها باشد، درحالی که باید به عنوان بخش مستقل و تاثیرگذار در کنار سایر بخش ها به موجودیت خود ادامه دهد.

نقطه شروع برای انجام اصلاحات این است که اصلاحاتی در ساختار اداری ترتیب دهیم و با بکارگیری و تربیت نیروی متخصص که نیازمند مطالعات است و نیز باید حوزه تعاونی ها با ایده های جدید گره بخورد تا اثربخشی مطلوب برجای بگذارد.

درج دیدگاه