صفحه اصلی تیتر یک تعاون تعاونی ها می توانند بنگاه های بزرگ اقتصادی را تأمین مالی کنند

تعاونی ها می توانند بنگاه های بزرگ اقتصادی را تأمین مالی کنند

محمد قلی یوسفی، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
محمد قلی یوسفی، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

تعاون آنلاین-بر روی کاغذ، تعاون می تواند راه حلی برای بسیاری از مشکلاتی باشد که اقتصاد ایران با آنها دست در پنجه است، از بهره وری پایین گرفته تا تأمین مالی و… . اما آیا تعاون به عنوان یک الگوی اقتصادی می تواند در عمل نیز جایی برای خود باز کند؟ تعاون آنلاین با محمد […]

تعاون آنلاین-بر روی کاغذ، تعاون می تواند راه حلی برای بسیاری از مشکلاتی باشد که اقتصاد ایران با آنها دست در پنجه است، از بهره وری پایین گرفته تا تأمین مالی و… . اما آیا تعاون به عنوان یک الگوی اقتصادی می تواند در عمل نیز جایی برای خود باز کند؟

تعاون آنلاین با محمد قلی یوسفی، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت و گو کرد و از او در مورد جایگاه اقتصاد تعاون در ایران پرسید. یوسفی معتقد است اقتصاد تعاون هم مانند سایر الگوهای اقتصادی در نظامی از شفافیت های قانونی پا می گیرد و اگر ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای دنیا نتوانسته آنچنان که باید از فواید تعاونی ها بهره ببرد، مشکل را باید در نهادهای فرهنگی و اجتماعی ای جست و جو کرد که جلوی همکاری افراد را می گیرند. مصاحبه ما با محمد قلی یوسفی را در ادامه می خوانید:

اصولاً اقتصاد تعاون چه جایگاهی در ایران و جهان دارد؟

تعاون در اصل مشارکت مردمی است برای انجام کار که در کشورهای مختلف اشکال مختلف داشته است. در ایران قدیم هم تعاون به این شکل بوده که کشاورزان محصول یکدیگر را درو می کردند و در واقع زمانی که اشخاص از کار بر روی زمین خود فارغ می شدند، به سایر کشاورزان کمک می کردند. این کار البته به شکل غیر انتفاعی انجام می گرفت ولی به مرور با شکل گیری فعالیت های تولیدی برای فروش در بازار، این فعالیت ها به سمت راه اندازی فعالیت های سودآور در قالب همکاری مشترک حرکت کرد و این پایه و اساسی بود برای اینکه بسیاری از کشورها، از طریق تعاونی فعالیت هایی را که به صورت فردی امکان انجام آنها وجود نداشت به انجام برسانند و در جایی که سرمایه گذاری کلانی مورد نیاز بود، تأمین سرمایه را انجام دهند.

البته این امر تنها زمانی ممکن شد که حاکمیت قانون و شفافیت به وجود آمد و حق مالکیت به درستی به رسمیت شناخته شد. بنابراین تعاون شکلی از همکاری است که داوطلبانه بوده و بر مبنای تأمین حقوق اعضا است. در ایران هم قانون اساسی ما برای تکمیل فعالیت های بخش خصوصی و بخش دولتی، بخش تعاون را به رسمیت شناخته است.

آمارها نشان می دهند مجموع گردش مالی تعاونی ها در کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال گذشته حدود ۱ تریلیون دلار بوده است و گردش مالی ۳۰ هزار تعاونی فعال در اقتصاد ایالات متحده آمریکا هم به تنهایی حدود ۶۵۰ میلیارد دلار بوده و این تعاونی ها ۸۰۰ هزار شغل ایجاد کرده اند. پرسشی که در اینجا پیش می آید این است که چرا تعاونی ها در کشورهایی که مدل های اقتصادی شان بر اساس بازار آزاد شکل گرفته است تا این اندازه کامیاب اند اما در کشوری مانند ایران تعاونی ها نتوانسته اند آنچنان که باید عمل کنند؟

به نظر من این موضوع تا اندازه ای فرهنگی است و به این بر می گردد که ما روحیه همکاری چندانی نداریم. یکی از مصادیق این موضوع هم این است که ما در ورزش های فردی موفق تر از ورزش های جمعی عمل می کنیم. زمانی که فعالیت های اجتماعی شکل می گیرند ما می بینیم که روحیه تعاون و همکاری و احترام متقابل به یکدیگر نداشته ایم و نبود این فرهنگ و نبود این سرمایه اجتماعی موجب شده این مشکل خیلی جدی باشد و افراد نتوانند با هم کار کنند.

موضوعی که شما می فرمایید عمدتاً در بخش نهادهای اجتماعی دیده می شود. به نظر شما تا چه اندازه می توان مشکل را به نهاد های حاکمیتی و نهاد قانون ارتباط دارد و عدم شکل گیری تعاونی ها را به این نهادها ربط داد؟

ببینید، تنها تعاون نیست بلکه ما هنوز تعریف درست و دقیقی از بخش خصوصی و بخش دولتی هم نداریم و حقوق قانونی در این بخش ها هم به همان اندازه بخش تعاون دستخوش به هم ریختگی و عدم توازن است. به عنوان مثال، ما هنوز به طور دقیق نمی دانیم بانک های ایران خصوصی هستند یا دولتی و این موضوع در مورد بسیاری از بانک ها هم وجود دارد. بنابراین، این تنها تعاون نیست که مشکل دارد بلکه نهادسازی در بخش های دولتی و خصصوی هم مشکل دارد و ما تعریف درستی از حق مالکیت در این بخش ها نداریم. امروز ما نهادی نداریم که بتواند تأمین کننده حقوق افراد باشد و  چنانچه حق مالکیت کسی ضایع شود، او احتمالاً چاره ای جز پناه بردن به خدا نخواهد داشت.

آقای دکتر یوسفی، آمارهای جهانی نشان می دهند که تعاونی ها در بحران مالی ای که در سال ۲۰۰۸ شروع شد کمتر از شرکت های بخش خصوصی آسیب دیدند و همزمان، بهره وری سرمایه هم در آنها بالاتر از بخش های دیگر است. چرا با وجود این مزایای بخش تعاون، همچنان در کشور ما به اقتصاد تعاون بی مهری صورت می گیرد؟

ما نباید فکر کنیم که تعاونی ها مستقل از سایر روابط اجتماعی عمل می کنند. تعاونی ها هم در صورت وجود نیاز، شکل می گیرند. اگر افراد به صورت انفرادی و در قالب بخش خصوصی بتوانند وارد فعالیت های اقتصادی شوند احتمال سودآوری آنها بیشتر هم خواهد بود اما فایده ورود به بخش تعاون این است که از این طریق، آسان تر می توان همکاری اجتماعی را گسترش داد، سرمایه اجتماعی به وجود آورد و افزون بر این، پس اندازهای اندک مردم را به کار گرفت. بر این اساس، نمی توانیم بگوییم تنها بخشی که باید برای گسترش آن تلاش کرد بخش تعاون است، بلکه سایر بخش ها هم به همان اندازه اهمیت دارند. در واقع باید اصولاً برای فرد و حق مالکیت ارزش قائل شد و این دو را در هر یک از بخش های اقتصادی به رسمیت شناخت. به این ترتیب، حتی توجه به حقوق تعاونی ها در اقتصاد هم از طریق توجه به حقوق افراد شاغل در تعاونی ها مورد توجه خواهد بود. در واقع، به طور کلی اگر افراد بتوانند به طور فردی نیازهای اقتصادی و اجتماعی شان را محقق کنند، دیگر نیازی به تعاونی ها هم نخواهد بود. اما تعاونی ها می توانند با کمک به توانمندی فردی، به ایفای بهتر نقش آنها در جامعه هم ختم شوند.

در سالهای اخیر بخش عمده ای از سرمایه های خردی که در دسترس مردم قرار داشته است به سمت بازارهایی مانند بازار سکه، ارز و مسکن رفته است و بخش عمده ای از آن هم در بانک ها فریز شده است. تعاونی ها می توانند در قالب سرمایه گذاری جمعی (Crowdfunding) سرمایه های خرد مردم را جمع کنند و از آن برای تأمین مالی پروژه های بزرگ استفاده کنند. فکر می کنید این اتفاق چقدر در ایران محتمل است؟

اصولاً تعیین اینکه سرمایه ها به کدام سمت می روند توسط بازار انجام می شود و این بازار است که جهت حرکت سرمایه را نشان می دهد. در کشور ما با توجه به اینکه در چند سال گذشته واسطه گری مالی، دلّالی و سوداگری پول بازدهی بالایی داشته است، منابع هم به همین سمت هدایت شده اند. در برخی کشورها هم این بخش های صنعتی یا کشاورزی هستند که سوددهی بالایی دارند و بنابراین منابع و سرمایه ها به آن سمت هدایت خواهند شد. تعاونی ها هم درهمه بخش ها می توانند فعالیت کنند اما اینکه منابع در کدام بخش ها به کار گرفته می شوند، به ساختار سیاسی و سیاستگذاری در بازار بر می گردد.

نهادهای بالادستی چگونه می توانند مردم را تشویق کنند که سرمایه هایشان را به جای بازار سکه و طلا به سمت سرمایه گذاری در تأمین مالی تعاونی های بیاورند که امتحان خودشان را پس داده اند؟

آنچه که اهمیت دارد سیاست های بلندمدت و توسعه ای کشور است و چنانچه این سیاست ها به این سمت بروند که بتوان از سرمایه های خرد مردم در جهت تأمین مالی تعاونی ها استفاده کرد، این موضوع قطعاً قابل تأمل است و می تواند نتایج چشم گیری به دنبال داشته باشد.

درج دیدگاه