صفحه اصلی همه اگر پلاسکو، تعاونی بود!

اگر پلاسکو، تعاونی بود!

ماه سلطان کاشی – پژوهشگر علوم اجتماعی – سبک فعالیت‌های اقتصادی در کلان شهرها، مختصات و ویژگی‌هایی را ترسیم‌ می‌نماید که‌ می‌بایست با توجه به آثار آن، برای تحقق چشم‌انداز توسعه‌ی کشور، برنامه‌ریزی نمود. زندگی در فضای آرام و امن با اولویت قرار گرفتن امکان مشارکت هم‌ی شهروندان، زمینه را برای توسعه فراهم‌ می‌کند. در […]

ماه سلطان کاشی – پژوهشگر علوم اجتماعی – سبک فعالیت‌های اقتصادی در کلان شهرها، مختصات و ویژگی‌هایی را ترسیم‌ می‌نماید که‌ می‌بایست با توجه به آثار آن، برای تحقق چشم‌انداز توسعه‌ی کشور، برنامه‌ریزی نمود. زندگی در فضای آرام و امن با اولویت قرار گرفتن امکان مشارکت هم‌ی شهروندان، زمینه را برای توسعه فراهم‌ می‌کند. در طراحی نوین و بازسازی بافت‌های فرسوده‌ی یک شهر به ویژه شهرهای متوسط و بزرگ، برنامه‌ریزان، فرایند نوسازی را با توجه به پاسخ‌گویی به نیازهای جدید و رفع مسایل موجود، رشد جمعیت و پدیدار شدن شغل‌های جدید، سامان‌دهی‌ می‌نمایند. تام ترنر در کتاب خویش تحت عنوان “شهر هم‌چون چشم‌انداز” که توسط دکتر فرشاد نوریان ترجمه و توسط شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری منتشر شده، بیان داشته انسان‌هایی که از ساختمان‌ها و فضاها استفاده خواهند کرد، در فرایند طراحی شهر اعم از پل‌ها، پارک‌های عمومی، مجتمع‌های مسکونی یا تجاری نقشی ندارند.

برنامه‌ریزان‌ می‌بایست ایده‌هایی تازه از شهروندان دریافت نمایند و بهترین آن‌ها را به کار گیرند. اگر چه “ترنر” روش‌های مشارکت مردم را به تشکیل کمیته‌های مشورتی، ایجاد سامانه‌ای برای نظام پیشنهادات، برگزاری مناظره‌های عمومی و کارگاه‌های آموزشی طراحی تقسیم بندی نموده اما به نظر‌ می‌رسد، بهره‌گیری از قوانین بخش تعاون به عنوان ابزاری عقلانی _ قانونی برای افزایش مشارکت مردم در شهرها همانند تعاونی‌های روستایی با هدف توسعه‌ی فرهنگی و اقتصادی، نسخه‌ای موثر و کارآمد باشد.

حادثه‌ی تلخ فروریختن اولین برج کلان‌شهر تهران که خسارات انسانی، مالی و روانی ویژه‌ای را نه تنها به پایتخت بلکه به کشور وارد نمود، تحلیل‌های مختلفی را از منظر صاحبان دانش و تجربه در داخل و خارج در برداشت که هر یک به فراخور زاویه‌ی نگاه به مساله، قابل تامل و تدبر است.

آسیب‌شناسی اجتماعی و اقتصادی کار و زندگی جمعی در مجتمع‌ها و برج‌های مسکونی، اداری یا تجاری، بیان‌گر این موضوع است که اگر روح تعاون و ارزش‌های آن بر هر یک از اعضای این ساختارها که نماد مدرنیته هستند، حاکم نباشد، تناسب و تعادل بین انسان و محیط، بر هم‌ می‌خورد و خطر سلامت جامعه را تهدید‌ می‌نماید. اگر کسبه‌ی محترم پلاسکو، شرکتی تعاونی تشکیل‌ می‌دادند و با انتخاب دموکراتیک در مجمع عمومی، هیات مدیره‌ای به عنوان شورای رهبری، بازرس و مدیرعاملی خوش فکر و خلاق حاکم‌ می‌شد بر این مجتمع، قبل از دریافت تذکر و اخطار از سوی شهرداری نسبت به ایمن‌سازی و بازسازی این برج، اقدامی سازنده در جهت تامین منافع جمعی صورت‌ می‌پذیرفت.

عدم یک‌نواختی یا همگنی دوره‌ی زمانی واگذاری واحدهای تجاری و اداری به صورت سرقفلی یا اجاره به افراد یا نهادهای مختلف، جمعی را به وجود آورده بود که هر یک به صورت مجزا نسبت به تعیین سرنوشت خود و محل تجارتشان تصمیم‌ می‌گرفتند و برخی از ایشان  با این ساختار به عنوان یک کل، ارتباط برقرار نکرده بودند به مرور به جای بازسازی اساسی یا نوسازی، حرکت این ناوگان را به سمت فرسودگی بیشتر، هدایت نمودند.

عدم برنامه‌ریزی مناسب و ضعف در نظارت و کنترل پروژه‌هایی از این دست، مانع حفظ ساختاری شد که منبع درآمد مستقیم و غیر‌مستقیم بسیاری از خانواده‌های تهرانی و شهرستانی بود. در این راستا به عنوان یک دانش آموخته‌ی علوم اجتماعی که معتقد است شهر به عنوان محصول نیروها و روندهای اقتصادی _ اجتماعی کلان را بایست با مشارکت شهروندان و با رعایت حقوق شهروندی اداره نمود، پیشنهاد تقویت روحیه‌ی پذیرش نظرات و هم اندیشی برای فراهم نمودن بستر و امکانات زندگی خوب را به مخاطبان فرهیخته‌ی این رسانه تقدیم‌ می‌نمایم. تاکید بر آموزش‌های مستقیم و غیر مستقیم تعاون در شهرهایی که به جای صنعت، بخش خدمات بر آن حاکم شده،  توسط نهادهای رسمی و غیر رسمی با وحدت رویه و هدف‌گیری مناسب گروهی،‌ می‌تواند چشم‌انداز بیست ساله‌ی نظام جمهوری اسلامی ایران همراه با مقاوم‌سازی اقتصاد، را محقق نموده، اقدام و عملی به شمار آید که از بحران‌های بعدی در بافت فرسوده و ساختمان‌های بلند، پیش‌گیری کند. اگر پلاسکو یک تعاونی بود، نمادی از ارزش‌ها، باورها و آدابی‌ می‌شد که با نهادهایی از جمله وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بانک توسعه‌ی تعاون، صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون، صرافی توسعه‌ی تعاون، اتاق تعاون و بیمه‌ی تعاون ارتباطی چند بعدی برقرار‌ می‌نمود و از مزایای این بخش نیز، بهره‌های فراوان‌ می‌یافت. تجربه‌ی دیروز، چراغ راه فرداست اگر نسبت به درس‌های آموخته، بی‌تفاوت نباشیم و از نکته‌های آن در طرح‌ریزی و اجرای پروژه‌های تاسیسی یا تقویتی، استفاده و مدیریت دانش نماییم.

درج دیدگاه