پنج شنبه, تیر ۱۸, ۱۴۰۵

تولیدی پوشاکWMYP، تعاونی ای که زنان مهاجر را توانمند ساخت.

داستان تعاون 4 پوشاک WMYP
داستان های تعاون، قسمت 4 پوشاک WMYP

اجازه دهید خودم را معرفی کنم. من بکی جان، موسس و مدیر عامل موسسه ای اجتماعی در شهر ساوتهمپتون انگلستان هستم که در عین حال به تولید پوشاک زنانه ی کاملا زیبایی از جنس پارچه های نفیس و مرغوب که باقیمانده ی تولیدات دیگر کارخانجات است، می پردازد. این فعالیت به منظور فراهم نمودن شرایط […]

اجازه دهید خودم را معرفی کنم. من بکی جان، موسس و مدیر عامل موسسه ای اجتماعی در شهر ساوتهمپتون انگلستان هستم که در عین حال به تولید پوشاک زنانه ی کاملا زیبایی از جنس پارچه های نفیس و مرغوب که باقیمانده ی تولیدات دیگر کارخانجات است، می پردازد. این فعالیت به منظور فراهم نمودن شرایط اشتغال برای زنان پناهنده ای است که از نقاط مختلف دنیا به این کشور آمده و با مشکلات بسیاری از جمله یافتن شغل مناسب دست و پنجه نرم می کنند.

من از همان دوران نوجوانی به فعالیت های اجتماعی و بشردوستانه علاقه مند بودم و در نهایت به عضویت سازمان حقوق بشر درآمدم. چند سال قبل، شغل پردرآمد اما کاملا خسته کننده ام را رها نموده و به دلیل علاقه و سابقه ام در انجام فعالیت های اجتماعی و به دنبال مشاهده ی گزارشی در یکی از جلسات سازمان، درباره ی زندگی زنان پناهنده ی ساکن در این شهر، به فکر فراهم نمودن موقعیتی برای اشتغال این زنان و در عین حال پرداختن به حرفه ای جذاب و خلاقانه افتادم.

بدین ترتیب پس از مدتی اقدام به تاسیس موسسه ای نمودم که در آن زنان پناهنده ای از کشورهای مختلف نظیر سودان، سومالی و افغانستان مشغول به کار شدند. در حقیقت  این موسسه نوعی شرکت تعاونی بود که اعضای آن سرمایه گذارانش محسوب می شدند. در این شرکت پس از ارائه ی آموزش های لازم به این زنان، پارچه های با کیفیت و مرغوبِ باقیمانده از تولیدات دیگر کارخانجات را با قیمت پایین تر خریداری نموده و از آنان برای تولید پوشاک زنانه ی بسیار زیبا و خلاقانه استفاده نمودیم. بدین ترتیب علاوه بر فراهم نمودن موقعیت شغلی و درآمدزایی مناسب از به دور ریخته شدن روزانه مقادیر بسیاری از این پارچه ها نیز جلوگیری نمودیم.

امروزه محصولات ما طرفداران بسیاری دارد که این خود باعث دلگرمی ما برای ادامه ی کارمان است؛ و هنگامی که با زنان شاغل در این شرکت به گفتگو می نشینم، همان احساس اشتیاق، امید و لذت آنان را که ممکن است ناشی از استقلال مالی شان باشد، احساس می کنم. احساس برآمده از افرادی که درآمد خودشان را داشته و پول خود را خرج می کنند. فراهم نمودن و راه اندازی کسب و کار در زمینه های گوناگون ، شیوه ای مهم در کمک به افراد مختلف جامعه برای خروج آنان از فقر است؛ و به عقیده ی من یافتن محصولی که همه خواهان خرید آن می باشند و تولید آن به شیوه ای مثبت و عالی، از روش های کارآمد در این زمینه می باشد. چنانچه مدتی پس از اشتغال زنان در شرکت، متوجه شدیم که دو تن از آنان حساب های شخصی برای خود در بانک باز نموده، یکی از آنان در حال یادگیری رانندگی است و دیگران نیز ز درآمد خود جهت بهبود شرایط زندگی خود و خانواده ی خود بهره می برند.

در این شرکت تعاونی هر پنی که از فروش محصولات به دست می آید، صرف داد و ستد دوباره، آموزش، دستمزد و نیز خانواده ی اعضای شرکت می گردد. ما بر این باوریم که تمامی افراد سزاوار داشتن شغلی مناسب، کسب حمایت برای یافتن آن و استقلالی هستند که به موجب آن بدست می آورند و برای محقق ساختن این باور، به تلاش های مداوم خود ادامه خواهیم داد.

« در پایان لازم به یادآوری است که این شرکت در طول عمر چندین ساله ی خود موفقیت های بسیاری کسب نموده است. چنانچه خانم جان موفق به کسب عنوان کارآفرین برتر سال از جانب مجموعه بانک های لویدز و دریافت کمک های مالی بسیاری برای ادامه ی فعالیت خود شده است.»

» مترجم: فریبا ایمانی

درج دیدگاه